نه ، خیلی پر برکت بود . امسال با اینکه فقط یک روز به نمایشگاه مطبوعات رفتم  ولی همان یک روز ، شد یک مصاحبه با دکتر کوچک زاده ، شش صفحه حاشیه نویسی ، یک روزنوشت با همان عنوان «در غرفه کیهان اتفاق افتاد» و یک روزنوشت دیگر با عنوان «نکته ناگفته ای از مارمولک ! » .

خب ، دیروز هم در مراسم اختتامیه - طبق روال سنواتی - اسم ما خوانده شد ولی برخلاف روال سنواتی این بار سوم شده بودیم و در بخشی که فکرش را هم نمی کردیم : مقاله فرهنگی . بله از ماحصل یادداشتهای سینمایی در دهه فجر سال گذشته که هر روز در صفحه تصویر امروز کیهان چاپ شد ، یادداشتی که بر اثر فاخر شهریار بحرانی یعنی «ملک سلیمان» نوشته بودم در رده سوم مقالات فرهنگی برتر قرار گرفت . (برای خواندن آن می توانید در اینجا یا اینجا کلیک کنید).

خبر خیلی خوشی هم شنیدم که بیشتر از برنده شدن خودم حلاوت داشت و آن انتخاب بانوی بزرگ خبرنگاری خانوم « مریم کاظم زاده » به عنوان یکی از خبرنگاران برتر جهان اسلام بود . خانوم کاظم زاده همسر سردار شهید «اصغر وصالی» هستند و تا چند سال پیش در کیهان بودند . خانوم کاظم زاده در همان زمان زنده بودن شهید وصالی بارها به عنوان خبرنگار و عکاس ، در خطوط مقدم جبهه ها حضور داشته است و رضا رئیسی رمان نویس خوب کشورمان هم بر اساس خاطرات این بانوی خبرنگار ، رمان « خبرنگار جنگی » را نوشته است که البته فکر می کنم از لحاظ ویرایشی «خبرنگار جنگ » درست تر باشد . خانوم کاظم زاده الان همسر یکی از جانبازان بزرگوار هفتاد درصد دفاع مقدس هستند و دو دختر خانوم خوب هم دارند .

        

این خبر خوش دیروز اما  به خبر ناگواری در امروز تبدیل شد و آن زمانی بود که خانوم راحمی پور دبیر سرویس اجتماعی کیهان خبر داد علی رغم اینکه کاظم زاده به عنوان یکی از خبرنگاران برتر جهان اسلام ( آنطور که به خودشان گفته بودند به عنوان برترین ) شناخته شده اما بعداً تماس دیگری با او گرفته نشده و حتی به مراسم هم دعوت نشده است ! و من ماندم که این کار یعنی چه ؟ و اگر امثال مریم کاظم زاده معرفی و تشویق نشوند چه کسانی باید مفاخر ما را به نسل جدید بشناساند ؟! احترام به بانوان دیگر خبرنگار که غیر ایرانی هم هستند سر جای خود محفوظ و کاری درست ، اما مگر ایران امروز ما چند نفر مثل این «خبرنگار جنگ » دارد که زن هم باشد و بتواند به او افتخار کند ؟

پ . ن ١ : شاید ربطی نداشته باشد ، اما یاد  روایت همسرم افتادم از همایشی که  تعریف می کرد در آن از بانوان دیگرکشورهای  اسلامی یا بانوان مسلمان کشورهای دیگر دعوت شده بود و به ایران آمده بودند و صدا و سیمای ما مدام از خانومهای اروپایی فیلم می گرفت و با آنها مصاحبه می کرد . همسرم به یکی از این گزارشگران گفته بود که خانومی که از افغانستان آمده بسیار فرهیخته و دانشمند است و اطلاعات خوبی در زمینه گزارش شما دارد ، اما جواب این بود که برای تصویر تلویزیونی ، خانومهای اروپایی و چشم آبی زیباتر و جذابترند !

پ . ن ٢ : همین دو باری که به مدت چند ثانیه در دو روز مختلف و دو شبکه مختلف از سیما مصاحبه های مرا پخش کردند ، خیل عظیمی ! از فامیلها و دوستان و همکاران سابق و ... را یا پیامکی و یا صوتی ، زیارت کردیم و دلتنگیهای سالهای ما تا حدود زیادی برطرف شد ! خانوم لبافی ! ممنون . باعث این همه صله رحم شما شدید ها !

این البته غیر از دیدار دوستان و همراهان قدیمی خبرنگار و نیز وبلاگ نویسان و گودربازان حرفه ای تهرانی و شهرستانی است که دیروز به عنوان برنده در تالار وحدت دیدمشان و حال و احوالی کردیم .

پ .ن ٣: یک پیشنهاد ساده و آن اینکه عبارات «مریم کاظم زاده» و « شهید اصغر وصالی» و «گروه دستمال سرخ ها »را در گوگل جست و جو کنید و نتایج را بخوانید ... خواندید ؟ خواهش می کنم تشکر لازم نیست ...

سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()